سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388
و اما عاقبت متکبرین
واقعه اول
شیطان پس از سالها عبادت از روی تکبر در برابر معبود خود می ایستد وحاضر می شود از روی لجاجت حاصل از تکبر به تمامی اعتقادادش که بر اثر باور ویقین به آنان عبادت پروردگار را می کرد پشت کند ونبردی را آغاز کند که به پایان سوزنده و عذاب آورش برای خود ، یقین و باوری متقن دارد.
وقایع بعد
نمرود ، فرعون،قارون ، جالوت، ابوجهل ابولهب عمر بن عبدوددرقیاس حفظ تکبر در برابر خدا و یا مرگی ذلیلانه تکبر پوشالین را اختیار کردند.
یاران رسول الله هم از هماندم که از رفتن به اردوگاه اسامه سر باز زدند دچار تکبری شدند که سوابقشان در یاری دین خدا را به فنا داد.
آری آنانی که بر علی (ع) نیز تکبر کردند عقوبتی سخت دارند.
وداستان طلحه و زبیر ها باقی است.
امروز آنان باید بدانند و بهراسند که گرداب تکبرشان آنان را به سرنوش قطب زاده ، شریعتمداری، بنی صدر، رجوی و هزاران متکبری که در تقبیح ذهن انقلابی ایرانیان مدفون شده اند،دچار نکند.
امروز رحمت ولایت ما را به مراعات می خواند حتی اگر ده قدم تا
براندازی خیمه گاهتان باقی باشد.
شنبه چهاردهم آذر 1388
تبریک عید غدیر
عید غدیر را به تمامی دوستان و دشمنان ولایت مدارم تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
دوشنبه دوم آذر 1388
کردان:مردی که اهل تسویه حسابهای نامردانه نبود
در ابتدا در این شب تنهایی روح حاج علی کردان از خداوند در خواست رحمت و غفران بی پایان برای او دارم.نام کردان را در سال ۸۱ وقتی در استانه ورود به صدا وسیما بودم شنیدم و شناختم .
قدرت مطلق و تدبیر او در صدا و سیما در همه این باور را به وجود آورده بود که جاده صاف کن موفقیت های لاریجانی در صدا و سیما او بود.
در دروران سنگین دوم خردادی ها یکی از ستون های تشکیلاتی اصولگرایان او بود.
شاید سالها طول بکشد تا عیان شود چرا باید علی کردان قربانی میشد ولیکن آنچه که مرا وادار به احترام به این مرد می کند (جدا از خطاهای انسانی که همه انسانها به نحوی آلوده اند) این است که در آن لحظاتی که دوست و دشمن خنجر کلمات تیز خود را در حلقومش فرو می کردند ..حافظ اسرار شد وسوخت وساخت.
او هرچه بود مرد تسویه حساب های نامردانه نبود و..........
خدایش رحمت کند.
جمعه پانزدهم آبان 1388
اصولگرایان کرمانی چند قدم تا شکست بزرگ
هفته پیش بعد از مدت ها این فرصت نصیبم شد تا تا با فراغت و دقت در شهر کرمان گردشی داشته باشم.در این بازدید به تغییرات قابل توجه سیمای شهری برخوردم که نا خواسته تحسینم را برانگیخت زیرا به عنوان کارشناسی که دو سال در مشکلات محلات کرمان غوطه ور بوده است و نگاهی ریز بین (شهرداری چی وار) به زوایای تعمیر و نگهداری و ابادانی شهری دارد به این احساس رسیدم که تدبیر و پیگیری ممتدی سایه بر این فعالیت ها انداخته است.
آری اکنون که مهندس سیف الهی با تکیه بر بستر سازی وزیر ساخت های ساختاری مهندس جلال ماب و جذب بودجه های عمرانی با حفظ تعادل سیاسی پایه های تثبیت توانایی های خود وجناح سیاسی اش را به رخ افکار عمومی می کشد.صدای طبل شکست مجدد اصولگرایان به گوش ها می رسد.
اصولگرایان سنتی کرمان که به سبب روابط تیره رئیس جمهور و مهندس باهنر مورد هجمه سنگین استاندار دهمرده قرار گرفته و در حالت انفعال به سر می برند.و بزرگانشان یا کوچ کرده اند یا در فکر کوچند.(اکثرا به قم؛زنجان و تهران)
طیف هیئت بیت الله هم به سبب عدم وجود ساختار های موثر تشکیلاتی و پشتیبانی سیاسی موثر و استراتژی متزلزل و بی هدف توانایی ایفای نقش موثر ندارد.
اصو لگرایان نوین نیز با دنبال کردن تقویت تشکیلات موثرو تثبیت نقش ملی خود سیاست محافظه کاری را در مسایل استان مد نظر دارند.
در این اوضاع با توجه به عدم کامیابی حاج آقا حسینی در ایجاد یک ائتلاف جامع الشرایط به سبب عدم حضورفیزیکی در کرمان و تفرق سران و از طرف دیگر هم گرایی اصلاح طلبان و آشنایی آنان با بزنگاه های اجتماعی کرمان به سبب مدیریت طویل المدت سیاسی؛اقتصادی؛فرهنگی و اجتماعی شکست سنگین در انتخابات شورای شهر با تاثیری قابل توجه بر دیگر انتخابات را بر اردوگاه اصولگرایان محتمل می نماید.
با این اوصاف تنها راز کامیابی اصولگرایان حضور یک شخص مرضی الطرفین در صدر شورای هماهنگی نیروهای انقلاب کرمان با حضور فیزیکی وتاثیر گذار در کرمان است و دیگر سران مقیم در اقصی نقاط ابران نیز با هم افزایی خود؛ جریانی به دور از تلاطم های مخرب و باقدرتی تشکیلاتی چون شورای دوم ومجلس هفتم را فراهم آورند.
در این خصوص مطلب برادرم یوسف( جناح راست کرمان و اغتشاشات اخیر دانشگاه آزاد کرمان )نیز خالی از لطف نیست
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388
رفتن یا ماندن دهمرده ،دغدغه این است.
اخوی که معذور از حضور شد و اینجانب با اصرار بعضی دوستان راهی کرمان شدم.
حدود ساعت 30/10 صبح شنبه جلسه خصوصی با مسئولین ستاد ها آغاز شد.با کمی جسارت و حمایت حاج آقا حسینی از فیلتر های تعریف شده نمایندگان موتلفه که امور اجرایی را بر عهده داشتند عبور کردم و در جلسه شرکت کردم. متاسفانه و یا خوشبختانه از بیان مطالب جلسه با توجه به دین شرعی معین شده معذورم.
ولی آنچه که از حواشی جلسه عمومی بعد از ظهر و پرس و جو های خودم حاصل شد این بود که که طیف راست سنتی ستاد و هیئت بیت الله الحرام(ارادتمندان حاج آقا دوستعلی) به شدت از آقای دهمرده استاندار کرمان دلخور و ناراضی بوده و عزم جدی را برای برکناری وی و متقاعد نمودن هاشمی ثمره به جهت مساعدت در این امر را داشتند.
البته با حمایت حاج آقا حسینی و ارادتمندان ایشان و همچنین تاکید جناب هاشمی ثمره مبنی بر بقای ناشی از رضای رئیس جمهور، اصل امر برکناری زودرس آقای دهمرده بعید به نظر می رسد،ولیکن سرانجام آقایان رئوفی نژاد،صابری،نصرالهی و....و از طذرفی پارامتر های متغیر تاثیر گذار درنظرات شخص رئیس جمهور ناکامی ایشان را در عدم اتمام چهار ساله استانداری محتمل می نماید.
حال با توجه به نکات فوق الذکربه عنوان خادم کوچک دو دوره ریاست جمهوری در ستاد های حمایت مردمی از آقای دکتر احمدی نژاد، بیان دو توصیه را از تکالیف شرعی خود می دانم:
اول توصیه به همراهان ستادی ام اینکه سه سال ونیم باقی مانده را به عنوانی فرصتی مغتنم قدر دانسته و با سعه صدر بیشتر و کاهش حد توقعات برای احقاق هدف و آرمان بزرگی که همه ما برای آن پا به عرصه سخت رقابت گزارده ایم همت کنندو نگذارند دشمنان و منافقان با سوء استفاده از اختلاف سلائق و اصحکاک احتمالی عرصه ی بروزخود را فراهم آورند.
توصیه دوم به برادر بزرگوار جناب آقای دکتر دهمرده است که با حلم، بردباری، شفاف سازی وبهره برداری از توانمندی ها ی بالقوه و بالفعل معتقدان به گفتمان امام و رهبری عرصه را برای شکوفایی توان مدیریتی خود و همچنین رشد و تعالی و باروری جمیع الجهات استان کرمان فراهم آورند.
در پایان امیدوارم با با همدلی و وحدت وپرهیز از سخن چینان و کج اندیشان در استحصال و بهره مندی مردم نجیب و با کرامت کرمان، از نعمات کم نظیر خدادادی این استان زر خیر موفق باشیم.
خدایا چنان کن که سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
تبریک به آقای مهندس جلال ماب
فلذا از صمیم قلب این انتصاب شایسته را به ایشان تبریک عرض می نمایم واز خدا پیروزی و بهورزی را برای ایشان آرزومندم.
جمعه بیستم شهریور 1388
پیام قدر
امشب که همه ملائک رشکوارانه به ارج الهی فرزندان انسان مامور به نزول رحمت عالمگیر رحمـة للعالمین هستند و دراین شب که علی (ع) به ملکوت اعلی پیوسته هر آنچه می اندیشم وغوطه ور در افکار و خواسته هایم از یزدان منان می شوم .در مانده و خجلزده از دستانی تهی از نیکی و متاع عبادت امیدی به جز غفران الهی به واسطه دعای خیر دوستان و پدر و مادرم ندارم.
دعا گوی همه دوستان هستم.
شنبه بیست و ششم بهمن 1387
درد دلی با دلم ؟؟!
کجایی ای شیشۀ یاقوتی که تلالوی هر تپش تو مرا یاد مقلب القلوب می انداخت.
کجاست آن لجاجت های شریفت وقتی سنگ جلوی پای عقل می انداخت.
کجاست آن لرزه های مهیبت که وجدانم رااز جای می پراند.
کجایی که بتوانم دلتنگی کنم . آری می خواهم دلتنگی کنم برای همۀ آنچه داشتم و اکنون ندارم.
یادت هست باهم سیاست مداران مات شده در برابرمان را می نگریستیم و می خندیدیم.
بیا و بی وفایی نکن من که تورا به نا اهل نسپرده ام.
دل من دلیلت چیست که اینگونه سفت وسخت درون ظلمت جای خشک کرده ای.
باور کن که بی تو احساس ذلت می کنم در این ضلالت تن.
بیا باهم آشتی کنیم . اربعین نزدیک است.بیا باهم هئیت برویم وبه یاد مصائب زینب (س) گریه کنیم.
یادت هست هر وقت حالمان گرفته بود می گفتیم امان از دل زینب .یادت هست که با من می گفتی از زینب(س)؛
که زینب بنت علی است وعلی مظهرعجایب است .
زینب دخت فاطمه است و فاطمه فاطمه است.
زینب خواهر سروران جوانان اهل بهشت ،حسن وحسین است.
او یک زن است ، ولی نه از آن جنس زنانی که به جبن و ترس می شناسیم ، او زنی است که از ابهت های مرد شکن بارگاه طاغوت ها نمی هراسد.
آری او یک زن است ولی نه از جنس زنان مصری که با دیدن یک یوسف دست بجای ترنج بریدند؛ او زنی است که در عاشورا دل از هجده یوسف برید.
زینب یعنی زینت پدر؛زینت علی که خود زینت عالمی است واقعاًزینب می خواهد.آری زینت علی است که در عاشورا چیزی جز زیبایی نمی تواند ببیند.
واین است که زینب، زینب است.
دلم،من منتظرم تا صدای تپش هایت عاشقانه شود .
من همیشه آماده ام ،مانده کمی همت تو
جمعه هجدهم بهمن 1387
معصومیت از دست رفته
دلم نمی آید موضوعی به این فراگیری را در اعماق رایانه ام حبس کنم.
ولیکن فعلا باید به معصومیت های از دست رفته فکر کرد شما هم فکر کنید .
جمعه بیست و نهم آذر 1387
سپر دفاعی در برابر ناتوی فرهنگی
یونان باستان که غرب امروز ریشه های تمدن خود را در تفکرات فیلسوفانه غیر توحیدی آن جستجو می کند از اولین اقوام مثبوت در تاریخ هستند که با رویکرد توجیه وسیله برای تجلی هدف،از رواج فساد در میان رومیان متجاوزبه جهت بلع قدرت وغیرت ناسیونالیستی رومیان و شکست آنان استفاده کردند وهمین در نوردیده شدن اقصی نقاط روم با فساد اخلاقی که با خود مولودان شوم فساد سیاسی و اقتصادی را به بار می آورد مسبب اصلی زوال امپراتوری روم غربی گردید.
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387
قلم...
واقعا نوشتن احساس خوبی به انسان میدهد علی الخصوص که با قلم بر صفحه سفید کاغذ بنویسی.آن لحظه ای که تصمیم میگیری بنویسی واقعا قلم با تمام اندام قلمی اش وسوسه ات می کند که خاطر سفید و پاک کاغذ را مشوش کنی .
هر چند که قدرت نوشتار قلم بالقوه و بالفعل تحت تاثیر اندیشه ایست که آن را بر صفحه کاغذ می رقصاند ولیکن قدرت جاذبه و تحولی که در ذات آن مستقر است به مناسبت توجه و قداستی است که خداوند متعال برای آن قائل شده است واین است که نظاره بر قلم باعث می شودهمانند نظاره بر کوه و صحرا و دریا و خورشید و ماه که آیاتی از قدرت الهی هستند.آدمی در لذتی مبهم فرو رود.
خداوند به ظرفهای مادی چون مکه، وادی مقدس طوی و سینا و مسجد الاقصی و مدینه و کوفه و کربلا حرمتی به عظمت اعمال ابراهیم (ع) و هاجر(س) و موسی(ع) و مریم (س) و رسول اکرم(ص) و علی (ع) و حسن(ع) و ابا عبدالله الحسین عطا کرده است. قلم نیز به برکت نگارش فرامین الهی بر لوح خلقت می بایست چنین عظمت و حرمتی داشته باشند.
و حال این ابزار مقدس در دست من و توست که کاغذها را عاشق کنیم یا عاقل، بنویسیم از شاهزاده ها و گداها و شاهزاده هایی که گدا می شوند و گداهایی که شاه می شوند.
می توانیم غزل یا قصیده و رباعی بنویسیم و یا قصه دلداده هایی که دلنوشته ایشان اساس رسم مشق عشق گشته است. و امیدوارم هیچگاه هوس نکنیم به حریمهایی تجاوز کنیم که قلممان از بیان آن شرمگین باشد که به نظر من شکستن حرمت قلم همانند شکستن حرمت کعبه و بی احترامی به همه نگاشته های با ارزش و مقدسی است که قلم از ازل تا ابد نگاشته است.
شنبه بیست و سوم آذر 1387
تحلیل شاه عباسی اقتصاد
شاه عباس از وزير خود پرسيد:"امسال اوضاع اقتصادي كشور چگونه است؟"
وزير گفت:"الحمدالله به گونه اي است كه تمام پينه دوزان توانستند به زيارت كعبه روند!"
شاه عباس گفت:"نادان! اگر اوضاع مالي مردم خوب بود مي بايست كفاشان به مكه مي رفتند نه پينه دوزان، چون مردم نمي توانند كفش بخرند ناچار به تعميرش مي پردازند، بررسي كن و علت آن را پيدا نما تا كار را اصلاح كنيم."
تحليل حكايت:
1- يك شاخص مناسب مي تواند در عين سادگي بيانگر وضعيت كل سازمان باشد.
2- در تحليل شاخص بايد جنبه هاي مختلف را بررسي نمود. گاهي بهبود ناگهاني يك شاخص بيانگر رشدهاي سرطاني و ناموزون سيستم است.
باتشکر از دکتر قدیری
سه شنبه نوزدهم آذر 1387
پدران غزه سربلندان امتحان ابراهیمی
عید قربان است امروز برای رضای خدا مسلمانان و حجاج گوسفند و شتر و گاو قربانی می کنند .ولیکن امروز پدرانی غریب، در جایی قریب به مدفن ابراهیم خلیل الله برای نشان دادن پایداری در مسلمانی خود و ایستادگی در برابر جالوتیان فرزندان برومند خویش را قربانی آرمان بلند فلسطین می کنند.
آری آنها مسلمانانی هستند که دارند قربانی جهالت عربی می شوند .
آنها قربانی می شوند که حماس حماسه سازی چون حزب الله نباشد تا عرصه را بر مجاهدین نهروانی القاعده تنگ ننمایند والقاعده؛این عروسک دست ساز شاهزاده های وهابی و بازیگر صحنه های گارگردانی شده استعمار انگلیس و آمریکا بتواند به وهم خود ناجی مسلمانان، از استعمار و خطر شیعیان رافضی باشد.
عمق فاجعه آنچنان است که سالیان سال نگاشتن نیز تکاپوی بیان اندکی از مصائب این قربانیان توطئه های کثیف را نمی دهد .
وبهترین جمله ای که می توانم بگویم این است : اگر در خانه کسی هست یک حرف بس است.
پنجشنبه هفتم آذر 1387
اصولگرایان که فقط به اصول خود معتقدند
صحبت های دلسوزانۀ مقام معظم رهبری در هفته های اخیر در جمع کارگزاران حج که اصولگرایان را موظف به رعایت بعضی از اصول می کرد ما را امیدوار به رعایت بعضی دوستان کرد
اما اجلاس هفتۀ پیش شورای اصولگرایی کرمان وموضع گیری منصوبین آن این حقیر را به عنوان کوچکترین عضو طیف رایحۀ خوش خدمت مجبور به بیان بعضی مسائل وهشدارها می نماید.
از طرفی عدم دعوت و حضور نمایندگان رایحۀ خوش خدمت در این شورا و بیانات ریاست منتخب این شورا این شائبه را حداقل در ذهن این حقیر متبلور می کند که این دوستان رایحه خوش خدمت را خارج از دایرۀ اصولگرایی می دانند .
از طرف دیگر بیانات سخنگوی این شورا که به صورت ضمنی مبنی برامکان عدم حمایت از ریاست جمهوی دکتر احمدی نژاد توسط این شورای به اصطلاح اصولگرایی بود و همچنین حضور نا به هنگام قالیباف شهردار تهران درست چند روز مانده به برگزاری اجلاس شهرداران آسیایی پیامهایی نا مبارک را منتشر می کند.که مضمون آن می تواند علاوه بر به وجود آوردن حاشیه ای غیر موجه در جریان انتخابات ریاست جمهوری علاقۀ آنان به خفه کردن جریان اصولگرایی آرمان خواه وانقلابی جوان به نفع محافظه کارانی که نام اصوگرایی را در تبعیت از لجاجت وپابرجایی بعضی از دوستان بر اصول خودخوانده ، نخ نما وچهار چوب های تشکیلاتی سست شده ، تعریف می کنند بینجامد. و این وزن کشی چه برای باز سازی تشکیلاتی و یا هر هدف دیگری که باشد حاکی از این است که دوستان سنتی ما اصلاً حاضر نیستند حضور پر قدرت نسل دوم وسوم اصولگرایانی که هنوز در دام محافظه کاری سیاسی نیفتاده اند وپیروزی در انتخابات شورای شهر دوم ، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم را مدیون بلامنازع آنان بودند، بر تایند؛حتی اگر به نتایجی بدتر از شورای سوم ومجلس هشتم در استان مبدل گردد.واین عملکرد و اصرار بر سناریوی همه یا هیچ ،می تواند این هشدار را در پی داشته باشد که با بی تدبیری این اصطحکاک درون گروهی که با تذکر رهبری معظم و حسن نیت وعدم موضع گیری دوستان رایحۀ خوش با توجه به وزن سنگین کنونی خود در کشور واستان امید به رفع آن می رفت .ّمی تواند آنچنان حرارتی تولید کند که اتش بر خشک و تر بیندازد ودودی تولید کند که تا سالها نه رایحۀ خوش خدمتی به مشام مردم کرمان برسد ونه امیدی به استقرار هوای تازه ای در استان داشته باشیم .
امید وارم دوستان با تدبیر ودقتی مبتنی بر دوری از بعضی بد سلیقگی ها و توطئه های مغرضین معلوم الحال راه را برای حضور پر قدرت تفکر اصولگرایی مورد توجه رهبری انقلاب در عرصه سیاسی استان جهت خدمتگزاری ،مهرورزی ،عدالتخو اهی و احترام به کرامت انسانی اهالی مومن وشریف استان پهناور کرمان و ایران اسلامی پدید آورند و مطمئن باشند که ما نیز از هرگونه تشریک مساعی وهمراهی با ایشان در این باره با تمامی توان استقبال می نمائیم.
یکشنبه سوم آذر 1387
فقط برای فلسطین
هفتۀ پیش هنگامی که در اخبار اسماعیل هنیه را در هنگام اقامه نماز بر سر شهدا و قربانیان جنایات صیهونیست ها دیدم بی اختیار ستون فقراتم لرزید. او را مردی دیدم با ابهت که بار مسئولیتش و دستان بسته اش بغضی خفه کننده را در حلقومش محکم کرده بود و صورت برافروخته اش دنیایی فریاد داشت.واز طرفی دعوت دوست عزیزم حاج الیاس از دوستانش برای نگارش در این باره؛ مشوقی شد تا سر زده از روی تکلیف اینگونه بنگارم:
ادامه مطلب
شنبه دوم آذر 1387
بهانه
ضمن عذر خواهی امید وارم با نظر شما دوستان بتوانم جبران مافات بنمایم.
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387
تبریک به جناب رئوفی نژاد
بدینوسیله انتصاب آقای دکتر رئوفی به استانداری زنجان را تبریک میگویم و برای ایشان از خداوند متعال توفیق و سر فرازی در خدمت به مردم را خواستارم.
جمعه بیست و ششم مهر 1387
اطلاعیه
بدینوسیله به اطلاع کلیه دوستان وبازدید کنندگان عزیز می رساند قصد اسباب کشی از این آدرس به آدرس جدید را دارم .
از کلیه ی دوستان دعوت به عمل می آید ضمن اصلاح لینک های خود با تشریف
فرمایی مرا سرافراز فرمایند.
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387
ساکن پاستور از 84 تا 87 ؟!
چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387
آقای خاتمی لطفا تشریف بیاورید؟
آقای خاتمی لطفا تشریف بیا ورید؟
تشریف بیا ورید چون دلمان برای یک سید خندان لباده پوش خوش تیپ با ریش هایی که با ظرافت رنگ شده است، تنگ شده است.
دلمان برای بحران های سیاسی نه روزه،18تیر 1378 ،توهین های روزانه به مقدسات اسلام واظهار نظرهای لا ئیک های در به دری چون عبدالله مومني که میگفت: "در ايران، مقدسات گاو هستند و من اعتقادي به عصمت اميرالومنين (ع) هم ندارم."و "، اكبر گنجي که نوشت: "خشونت هاي روز عاشورا معلول تعارض هاي قومي و بالاخص نتيجه خشونت پيامبر در جنگ بدر، احد، خندق و... بود"، حميدرضا جلايي پور که هدف از انقلاب اسلامي را تنها در تحقق "جمهوريت" منحصر نمود، احمد قابل که خواستار عدم ممنوعيت "همجنس بازي" شد و سالار بهزادي که تفكر "شيعه" را موجب انحطاط مملكت دانست چون معتقد بود تفكر شيعه مانع تحقق "دموكراسي" است. ،هاشم آغاجري که با انتساب كلماتي سخيف به روحانيت شيعه و حتي امامان معصوم(ع)، در سخنان 31 خرداد 81 همدان خويش با عنوان "پروتستانيزم اسلامي" تقليد مقلدان شيعه از مراجع تقليد را "ميمون وار" توصيف كرد.و آن استاد عبدالكريم سروش كه روزگاري از پيشگامان اصلي انقلاب فرهنگي در دانشگاه ها بود،و ادعا كرد: "حكومت ديني جلوي رشد علمي مردم را مي گيرد"، واقعا تنگ شده است.
یادتان است .تخریب وتضعیف وزارت اطلاعات تا آنجا که صیاد مان ترور شد و اطلاعات ذیقیمت مان در اختیار جاسوسان قرار گرفتند.نظرسازان و نوار سازان ودهها قضیه و حلقه ی زمینی و زیر زمینی.
آقای خاتمی حتما تشریف بیا ورید شاید این دفعه توانستیم و از شما عبور کردیم .لطفا فراموش نشود دلمان برای اشک های شما در هنگام ثبت نام نیز ممکن است تنگ شود.وزرای کار گزارانی و مشارکتی فراموش نشود
دلمان برای دبير وقت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير (علي افشاري) به همراه اكبر عطري از ديگر دانشجويان فعال در دفتر تحيكم وحدت در دوران اصلاحات، که اکنون در اكناف كاخ سفيد به سر مي برند و رسماً از نيروهاي اپوزيسيون به شمار مي آيند نیز تنگ شده است. طفلکی ها تنهایند اگه ممکنه یا بگویید برگردند یا در دوران ریاست جمهوری تان مقدمات همراهی چند تا همراه را برایشان فراهم آورید.
آری بیاید تا با برداشتن پرچم اردوگاه درماندگان اردوگاه دوم خرداد به یاد ما ومدعیان اصولگرایی بیاورید آن خون دلهایی که برای زنده نگه داشتن شعار های اسلام وآرمان های امام و شهدا ومنویات رهبری خوردیم، تا با اتحادی بیشتراین نعمت الهی را شکرو حفظ کنیم .

